زندگی

تاشقایق هست زندگی باید کرد

سخنانی از روی بیحوصلگی

نمیدونستم چی پستی باید بذارم. خوب افسرده امخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir بقول آنه هوای دلم ابریست (البته نه از این ابریهاخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir ).دلم واسه آبجی راضیه و شمیم کوچولوم تنگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگ شدهخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

چند روز دیگه تولدمه یکسال پیرتر میشم خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irنمیدون چرا آدما روز تولدشون خوشحالن اینکه خوشحالی نداره داره؟

امروز رفتم بیرون واسه شمیم جونمخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir دو کلاف کاموا خشگل خریدم تا واسش یه کلاه و شالگردن درست کنم خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irآخر هفته که میاد بهش بدم .

قربون خودم برمخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir که از هر انگشتم یک هنر میریزه یادم بندازید روز تولدم واسه خودم یک کارتپستالخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir بفرستم

 

+ نوشته شده در  شنبه 1387/09/23ساعت 22:27  توسط یاسمین  | 

ماه من

۱۶روزدیگه تولدمهخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir بمناسبت این روز خجسته خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irطالع بینی خودمو پیدا کردم خیلی جالبه من جز اون دسته آدمهایی هستم که ۹۰ درصد طالع بینی ام با شخصیتم سازگاره

زن متولد آذر، نماد: قوس

عجب زن مهربانی است! با ذهن خلاق و قیافه بی شیله پیله ای که دارد خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irهیچ وقت عقب نمی ماند.
او دختر متجددی استخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir و می خواهد او را به خاطر خودش و نه برای موهای بلند و بور یا چشمان آبی درشتش دوست بداریدخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir. او معمولاً به اندازه پسر متولد این برج آزاد و بی قید نیست. اما گاهگاه می خواهد فرار کند و برودخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir.

او دوشیزه ای باانگیزه های مادرانه نیستخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir. اما تمام تلاشش را می کند تا فرزندانی باهوش تربیت کند. او به بچه ها احترام می گذارد و آنها را نوازش می کند. زن متولد آذر در تربیت فرزندانی مستقل، بی همتا است. او نه تنها مادری پیر و امل نخواهد بود بلکه بچه ها را تشویق می کند که خودشان باشندخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir. او آنقدر صادق است که همیشه واقعیت را به بچه ها می گویدخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir. مهمترین بخش پیشرفت فرزندانش، خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irهوش آنهاست. فرزندان او آنقدر تیز هوش هستند که از تک تک سلولها خاکستری مغزشان استفاده می کنند.
او فمینیست است و اگر بخواهید با او همیشه از چیزهای پیش پا افتاده صحبت کنید. شعله های خلق آتشی خودرانشان می دهدخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir. به نظر خودش، او زن است و حقوقی خاص خود دارد، زن متولد برج آذر از صحبت درباره عقایدش نمی ترسد و با تلاش کار خارج خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irو داخل خانه خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irرا با هم تلفیق می‏کند.
برای تحریک ذهنش باید تمرکز داشته باشد، در غیر اینصورت دمغ و پکر می شود محدودیت برای کلیه متولدین این برج مضر است،  اگر دختر متولد با کسی ازدواج کند که نتواند او را به همان ترتیبی که عادت داشته نگهداری کند بعید نیست با اولین کسی که از هوش کافی برخوردار است، بپلکدخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir.
فراموش نکنید همه متولدین این برج خانه به دوش هستند. در واقع خانه به دوشخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir و خوشگذرانخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir هستند و ان دختر خواهان داشتن شریکی است که مثل خودش به سفر علاقمند باشدو خوشگذران باشدخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir .

پی زرشک۱: زودتر تولدم رو اعلام کردم که وقت کافی داشته باشید واسم کادو تهیه کنیدخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/09/11ساعت 20:19  توسط یاسمین  | 

رئیس بد

یک دعا میکنم همه بگید آمین

الهی رئیس مرگی بیاد

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/09/04ساعت 22:6  توسط یاسمین  | 

گر صبر کنی زغوره زهره مار سازند ملت

خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

ساعت نزدیک ۶ داشت میشدخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir دلم صدای عجیبی میداد خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irمثل شالاپ و شلوپ نمیدونستم دارن تو دلم ظرف میشورن یا رخت یا شایدم اثرات سیلاکسه بودخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir به هر حال با اینکه وقتی نمونده بود با عجله یه دبلیوسی رفتمخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir. عجیب بود من گوشام زیاد شنوائیش خوب نیست اما تو اون لحظه هم صدای تق و توق و شالاپ و شلوپ و میفهمیدم هم صدای تیک تیک ساعت که داشت به لحظه دیدار نزدیک میشدم واییییییییییییییییییییییییییییی اون لحظه بالاخره رسید خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irداره میاد یعنی خودشه بالخره پیدام کردخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir .تو دلم میگفتم دیدی دیدید یاسمین گر صبر کنی زغوره حلوا سازم . حلوا داشت باپای خودش میومد بپره تو گلوم صدای زنگ در نیومد اما دیدم مامانم داره به سمته در میره فقط صدای پچ پچ خفیفی رو میشنیدم مامان اومد تو و داشت تعارف می کرد تا بقیه هم بیان دم در وایستادم تا سلام کنم طاقت نداشتم برم تو آشپزخونه با سینی چایی بیام خوب خداییش این کارا مال دختر فسقلیهاست ازما این سوسول بازیها گذشته یکی یکی وارد شدن مامانش واییی خواهرش وای اه پس خودش کو تو ازدحام جمعیت فقط داشتم دنبال اون میگشتم خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irاون لحظه خیلی خوشحال بودم که چاقوی تیغی سوهان ناخنی چیزی دستم نیست که از دیدنش دستم و ببرم خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irیاد 5میلیارد زمینش که تو شاندیز میارزه خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irافتادم خودمو تو سواحل لاسوگاس با سه تیکه تجسم میکردم که دارم ابمیوه میخورم خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irو اونم با لاسرم واستاده داره بادم میزنهخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irیه دفه دیدم همه جا تاریک شده به خودم گفتم کی برقهارو خاموش کرده تف به این شانس اما تاریکی از برق ها نبود چشمام سیاهی رفته بود یک لحظه که دیدیمش خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irفکر کردم بازیگر نقش خشایار شاه تو فیلم سیصدهخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

پاهام یارای اینو نداشت که تو آشپزخونه برم اما رفتم روی سنگهای تو آشپزخونه نشستم همون رختها و ظرفها رو که تو دلم میشستن و داشتم آبکشی میکردم اما مثلکه لوله به فاضلاب وصل نبوده از چشمام داشت میزد بیرون خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irمامان اومد گفت وای خدای من چقده زشته پاشو چایی بیار مرده شورتو ببرن با این خواستگاراتخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irمنم بلند گفتم نمیام چای نمیارم خلاصه با التماس از ما خواستن با هم حرف بزنیم تو دلم با خودم میگفتم مرد خوشگل مال مردمه بیخیال رفتم نشستم زیر چشمی بهش نگاه کردم اون داشت منو با نگاش میخورد خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irبعد بدون هیچ مقدمه با یه لحن ترسناک گفت: اسمت چیهخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir؟من من کنان با لکنت گفتم :را.... بعد پشت سرش بدون هیچ صغری کبری چیدنی گفت چه خواسته ای داری؟ من فقط نگاشششششششش کردم احساس کردم الانه بالا میارم یه دستمال از روی میز برداشتم خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irفقط یه صدای پشت بندش اومد که گفت:نشنیدم" این بار خودمو دیگه در سواحل لاسوگاس تصور نمیکردم زیر مشت و لگد تصور میکردم و صدای عربده هایی که میگفت نشنیدم ضعیفه ه ه ه ه ه ه....................

بعد بهم حق بدین دپرس باشمو بخوام برم خودم رو گم و گور کنم در وبلاگمو تخته کنم خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/08/28ساعت 19:32  توسط یاسمین  | 

فقط به خاطر شما (یاسمین فداکار)

بعد مدتها دپرسی  از دست این روزگار چرک اومدم یک پست بزارم که بگم دارم واسه همیشه میرم  اما رفتم توی وبلاگای دوستای دیگه خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irمیبینم که خاله  عروس شده ،شیرین تغییر هویت داده ،غزاله مشغول گیر داده به برو بچ ، راضیه خیلی بیکار شده هر روز یه پست جدید میزاره، مصطفی داره میره پیش گلشیفته ، محمد رحیمی بهم اس ام اس داده که "میخوام خودمو از صفحه روزگار محو کنم" (جووون مردم از دست رفت)،آقا سینا عاشق شده ،آنه با کودک درونش درگیره

یه آهی کشیدم گفتم اگه برم اگه از پیش شما برم دلم میپوکه(اصطلاح جدیده) آخه اگه بزارم برم کی واسه همیشه .......خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir کی به داد شما جماعت بهم ریخته برسه آخه شما که اینجوری نبودید پر از روحیه بودی آخه چی شد هی گفتم روزی یه سیلاکس بخورید که افسردگس نگیریدهر کدومتون واسه خودتون عجوبه ای بودید اگه برم دلم واسه این جفنگیاتتون تنگ میشه میخوام بمونم و نی نی خاتون خاله رو بغل کنم ،گیر بدم به سینا و سودابه جون ،غزاله رو ببرم سلمونی که اینقده نگه سرم شلوغه،با آنه برم لاستیکارو پنچر کنم،به مصطفی کمک کنم از فکر گلشیفته بیاد بیرون ،ممد و ببرم پیش روانشناس،به شیرین کمک کنم به بابالنگ دراز برسه، من باید بمونم چون همه شما به من نیاز دارید بدون من شما ها دق میکنید من میدونم()

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/08/26ساعت 19:7  توسط یاسمین  | 

خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

وقتی خیلی کوچولو بودم فکر میکردم وقتی بارون می باره یعنی خدا داره گریه میکنه ولي مگه خدا هم گريه مي کنه چرا بايد دل خدا بگيره ؟آسمان که خاکستري مي شد دل منم ابري مي شدحس ميکرم که آدما دل خدا رو شکستندهمه مي گفتند باران رحمت خداست ولي حس کودکانه من مي گفت:خدا دلش گرفته و از دست آدم بدا داره گريه ميکنه......
لبته بزرگ هم شدم به اين فکر
ميکنم خدا دلش ميگيره.مثل امشب خدا دلش گرفته بدجوري به گريه افتاده.هيچ جوري نميشه ساکتش کرد.

امشب بوي باران بوي غربت ميده.بوي دلتنگي.

حالا من وخدا با هم ميگرييم.صداي اون بلند تر به زمين ميرسه ولي صداي من به هيچ جا نميرسه..................................

نميدونم اون منو مي بينه يا نه..............؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اگه منو ديد اگه منو شنيد بهش ميگم : خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

+ نوشته شده در  شنبه 1387/08/18ساعت 16:46  توسط یاسمین  | 

آسیب شناسی فک و فامیل

 
۱ - خاله
معنای لغوی : خواهر مادر
معنای استعاره ای : هر زنی كه با مادر رابطه  گرم و صمیمی داشته باشد .
نقش سمبلیك : یك خانم مهربان و دوست داشتنی كه خیلی شبیه مادر است و همیشه برای شما آبنبات و لباس می خرد (شمیم یادت باشه ها).
زیر شاخه ها : شوهر خاله(تو که نداری شمیم جان): یك مرد مهربان كه پیژامه می پوشد(اصلانم مطمئن باش شوهر خالت شلوارک میپوشه باکلاسهه) و به ادبیات و شكار علاقه مند است. دختر خاله/پسر خاله: همبازی دوران كودكی  كه یا در بزرگسالی عاشقش می شوید اما با یكی دیگه ازدواج می كنید یا   باهاش ازدواج می كنید اما عاشق یكی دیگه هستید .
داشتن یك خاله ی مجرد(مثل من) در كودكی از جمله نعمات خداوندی است .
 
۲ - عمه
معنای لغوی : خواهر پدر
معنای استعاره ای : هر زنی كه با پدر رابطه  گرم و صمیمی داشته باشد/هر زنی كه مادر چشم دیدنش را نداشته باشد (چشمم روشن ...نفس کشششششششششششششششششششش)
نقش سمبلیك : به عهده گرفتن مسئولیت در موارد ذیل : ۱ - جواب همه فحش هایی كه می دهید. مثال :  عمته … ۲ - جواب همه محبت هایی كه می كنید. مثال: به درد عمه ات می خوره … ۳- توجیه رفتارهای نامتناسب شما (تنها برای دخترخانم ها). مثال: به عمه ات رفتی . ۴ - خیلی چیزهای بدِ دیگه. از ذكر مثال معذوریم …
زیر شاخه ها : شوهر  عمه: یك مرد   پولدار كه   سیبیل قیطانی دارد و چندش آور است  (اصلا این طور نیست مینا باور نکنی ها شوهر عمت خیلی کلاس داره من میدونم بالاخره هم میاد اینقدهم سوال نکن ازمن) . پسرعمه/دخترعمه: همبازی دوران كودكی   كه در بزرگسالی حالتان را به هم می زنند (البته من که پسر عمه و دختر عمه هایی گلی دارم واسه یکیشون سوتفاهم شده من این آسیب شناسیم بر اساس آمار گیری تو خانوادهاست وگرنه پسر عمه هام که مالی نیستن خداییشااما دختر عمه هام همگلند)
ترجیع بند : دختر كه رسید به بیست، باید به حالش گریست. (شما رو نمی دونم ولی من اینو از عمه ام می شنوم نه از خاله ام !)
داشتن یك عمه كه در توصیفات فوق صدق نكند جزو خوش شانسی های زندگی است .
 
۳ - دایی
معنای لغوی : برادر مادر
معنای استعاره ای : هر   مردی كه با   مادر رابطه  گرم و صمیمی داشته باشد.
نقش سمبلیك : یكی از معدود مردانی كه   هر چند به سیاست علاقه مند است اما حس گرمی به شما می دهد، همیشه حرفهایتان را می فهمد و می شود پیشش گریه كرد .
زیر شاخه ها :   زن دایی: یك زن چاق و شاد كه خیلی كدبانو است و جلوی مادر قپی می آید .  پسردایی/دختردایی: همبازی دوران كودكی   كه در بزرگسالی   مثل یك همرزم ساپورتتان   می كنند .
سعی كنید حتما حداقل یك دایی داشته باشید .
 
۴ - عمو
معنای لغوی : برادر پدر
معنای استعاره ای : هر   مردی كه با   پدر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد .
نقش سمبلیك : یكی از مردانی   كه شما   همیشه باید بهش بوس بدهید و بعد بروید   كارتون ببینید  تا او با پدر حرفهای جدی بزند. یكی از مردانی كه مادر به مناسبت آمدنش قرمه سبزی می پزد و همیشه وقتی می رود پدر ساكت شده، به فكر فرو می رود .
ضرب المثل : عقد دختر عمو پسر عمو را در آسمان بستند .
زیر شاخه ها :  زن عمو :  یك   زن خوشگل   كه زیاد به شما توجه نمی كند و خودش را برای مادر می گیرد، دخترعمو/پسرعمو: همبازی دوران كودكی  كه اگر تا هجده-بیست سالگی دوام آورده باهاش ازدواج نكنید خطر را از سر گذرانده اید .
شعار : همه چیز زیر سر این انگلیساست .
داشتن یك   عمو ی   پولدار خیلی خوب است (ماکه نداریم)
+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/08/05ساعت 20:54  توسط یاسمین  | 

تبلیغات

توجه توجه

دوستان عزیز؛ بعلت کمبود مالی خیلی شدیدهرگونه تبلیغات و آگهی و نیازمندی و ابراز همدردی و.....پذیرفته میشود.

               هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم .


آگهي

آگهي براي رهايي از عذاب دوزخ و برزخ به ما مراجعه كنيد !ما گناهان گذشته، حال و آينده تان را به شما متذكر خواهيم شد تا براي جبران و جلوگيري از وقوع آنها اقدام نماييد!

                                                 *مامان نرجس و شركا

نیازمندی

نيازمنديم به يك خدمتكار خانم براي كار در هتل از ساعت 6 صبح تا 12 شب با حقوق 30 هزار تومان در ماه نيازمنديم!

                                                     *هتل خانواده تنارديه

اطلاعیه‌ی انجمن حمایت از حیوانات نجیب و شریف

حمایت از حیوانات نجیب و شریف اهلی و وحشی خانگی و غیر خانگی هرگونه استفاده‌ ابزاری از هرگونه قاطر، اسب، یابو ، الاغ،  کره خر، شتر و غیره را برای طی طریق در کوره راه های زندگی اکیداً ممنوع  و قدغن اعلام کرده است و مرتکبین به این گونه اعمال شنیع و فجیع را به کیفری سخت و مجازاتی سنگین تهدید کرده است. متن اطلاعیه به شرح زیر است:

 نظر به این که بشر بی سر و پا-  این جانور دو پای عجیب‌الخلقه‌ وحشی، خودخواه، زورگو، درنده خو، قسی القلب،   زبان باز، دو رو، مکار، روانی  که خیال می‌کند عقل کل است و اشرف مخلوقات، ولی در بی‌عقلی و پست‌فطرتی زبانزد خاص و عام قصد دارد که از حیوانت نجیب، شریف، زحمت‌کش، اصیل،  زبان‌بسته‌ چهارپا استفاده‌ ابزاری کرده و آن‌ها را با بی‌رحمی، خودخواهی و زورگویی تمام از صراط مستقیم و مسیر صحیح زندگی خود منحرف کرده و به بیراهه‌های بن‌بست و بی‌سرانجام و سراب‌فرجام خود بکشاند و همانند خود، گمراه و سرگردان سازد، لذا، بدین وسیله، از این تاریخ، هرگونه استفاده ابزاری از چهاریان زبان بسته‌بیچاره و بی‌گناه، توسط دوپایان زبان‌نفهم و زبان‌دراز اکیداً ممنوع و قدغن اعلام می‌شود و با متخلفین به شدت و در ملاء عام برخورد قانونی و فراقانونی، حتی غیر قانونی، خواهد شد. در ضمن برای این که همه چیز از قبل روشن و شفاف باشد و بعداً اعتراضی از جانب دوپایان دبه‌در بامبول‌باز نشود، مجازات اینگونه اعمال شنیع و فجیع فسادانگیز به شرح زیر اعلام می‌شود:

 ۱- دوپای خاطی باید  پانصد و پنجاه و پنج فقره لگد از طرف چهارپای ستم دیده و اهانت شده- در ناحیه باسن  نوش جان کند.

 ۲- دو پای خاطی باید  پانصد و پنجاه و پنج بار چهارپای مظلوم یا مظلومه را در یکی از میدان‌های اصلی شهر- به انتخاب خود چهارپا بر کول خود سوار کرده و  کولی بدهد و دور میدان بگرداند.

 ۳- دو پای خاطی باید به پانصد و پنجاه و پنج زبان زنده و مرده‌ دنیا، به هر زبان پانصد و پنجاه و پنج بار، با صدای رسا و بلند - به نظم یا به نثر- با قافیه یا بی قافیه-  اعلام کند که از هر خری در عالم خرتر و از هر شتری شترتر و از هر گاو و گوساله‌ای گاوتر و گوساله‌تر و از هر قاطر و یابویی قاطرتر و یابوتر است، و یک کلام هیچ جانوری به پستی و مفلوکی او نیست.

پی زرشک ۱:از اونجایی که دوستان زیادی خصوصی و غیر خصوصی پیغام دادن و التماس دعا شدید واسه تبلیغات دارن ولی چون هنوز مبلغ تبلیغات و به من ندادن به این صورت مجبورم واسشون تبلیغات کنم:

- خاتون خاله دختر خوب مامانی دم بخت با داشتن یه خونه ۵ خوابه در تهران یه ویلا در شمال یه ماشین مدل بالا وجهیزیه کامل مارکدار آمادگی خود را برای ازدواج اعلام میدارد.

- محمد رحیمی پسری نچندان مثبت بدون داشتن هیچ گونه امکانات رفاهی و با داشتن یه عالمه امکانات غیر رفاهی و سو ءپیشینه های متعدد در مجموعه های قضایی آمادگی خود را برای ازدواج اعلام میکند

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/07/24ساعت 21:43  توسط یاسمین  | 

حوصلم سررررررررررر رفته

حوصلم سررررررررررر رفته
حوصلم سررررررررررر رفته
حوصلم سررررررررررر رفته
حوصلم سررررررررررر رفته

حوصلم سررررررررررر رفته
شایدممممممممممممم

هوسلم ثررررررررررر رفطح


من وقتی حوصلم سر می ره می شینم رو راههای مختلف خودکشی فکر می کنم. بعدش می رم سراغ راه های کشتن افراد دیگه. تمام صحنه هاش رو تو ذهنم مجسم می کنم. معمولا تو این صحنه ها وکیلی رو هم که بعدا قراره مسولیت وکالت من رو بر عهده بگیره، تصور میکنم. به نظرم سعی کنه که من رو دیوونه جلوه بده که دارم نزنن. البته اولش احتیاج است که من با استناد بر دوران کودکی و عقده های فرو خورده روانی(که هر شخصی یه چند هزارتایی می تونه جور کنه) قتل رو برای وکیلم موجه جلوه بدم.


من وقتی حوصلم سر می ره، ساعت ها می شینم به یه لیوانی که روی میزه، خیره می شم که بتونم حرکتش بدم. اما نمی دونم چرا هیچ وقت نمی تونم این کار رو بکنم.

من وقتی حوصلم سر میره اونقدر می خورم که دیگه به سختی می تونم حرکت کنم. اونوقت یاد چاقیم می افتم و در کنارش یاد ریزش موهام وبزرگ شدن شکم میرم و تو اینه شکمم رو نگاه میکنم و بازم دپرس تر میشم بشم. 

من وقتی حوصلم سر می ره، یه مخلوط اب غوره غلیظ میخورم. بعدش بی حال می شم ، می رم و می افتم تو رختخواب تا خوابم ببره، اما اصلا خوابم نمی بره، اونوقت به خدا گیر می دم که هوی قشنگ!! من که حتی نمی تونم بخوابم چی جوری تو زندگیم موفق بشم.


من وقتی حوصلم سر می ره، می شینم و به این فکر می کنم که کاشکی می شد با این هیکلم برم تو مخم زندگی کنم، اخه ادمهای اون تو خیلی بهترند. همشون رو خودم طوری ساختم که من رو دوست دارند.

من وقتی حوصلم سر می ره، به عکس های روی دیوار اتاقم خیره می شم و به این فکر می کنم که کاشکی همه چی مثل اونها ساکن و بی تغییر بود. کاشکی حوصلم از حوصله سررفتگی سر نمی رفت، چون اونوفته که دیگه هیچ راهی برای فرار ندارم. برای مرتبه یک حوصله سر رفتگی هزاران تا راه دارم، اما برای مراتب بعدی هیچ چی...

من وقتی حوصلم سر می ره و دیگه هیچ کدوم از راه های بالا جواب نمی ده، می شینم و این چرت و پرت ها رو می نویسم، اما واقعیتش دیگه حوصله نوشتن هم ندارم.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/07/21ساعت 20:1  توسط یاسمین  | 

الو سلام خدا

 

الو سلام

 الو سلام منزل خداست؟

اين منم مزاحمي که آشناست هزار دفعه اين شماره را دلم گرفته است ولي هنوز پشت خط در انتظار يک صداست شما که گفته ايد پاسخ سلام واجب است به ما که مي رسد ، حساب بنده هايتان جداست؟

الو .... دوباره قطع و وصل تلفنم شروع شد خرابي از دل من است يا که عيب سيم هاست چرا صدايتان نمي رسد کمي بلند تر صداي من چطور؟

 خوب و صاف و واضح و رساست؟

 اگر اجازه مي دهي برايت درد دل کنم شنيده ام که گريه بر تمام دردها شفاست دل مرا بخوان به سوي خود تا که سبک شوم پناهگاه اين دل شکسته خانه ي شماست الو ، مرا ببخش ، باز هم مزاحمت شدم دوباره زنگ مي زنم ، دوباره ، تا خدا خداست دوباره ... تا خدا خداست....

 
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/07/15ساعت 21:23  توسط یاسمین  | 

نامه عاشقانه بدید

چه چیزی میـتواند رمانتیک تر از دریافت یک نامه عاشقانه
دسـت نـویس بـاشـد. (واقعا")خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir
نـامـه هـای عـاشـقـانه تجلی قدرتمندی از عشق شمـا را
پدیدار می سازند.Moteharek-FOT_IR_(32).gif(اوه مامانم اینا)

لازم نیـست کـه حـتما شکسپیر باشید (من که هستم)تا بتوانبد یک نامه
عـاشـقـانه کـامل و بی نقص بنویسید فقط کافی است که
بتـوانیـد احسـاسـات خـود را منـتـقل کـنید.

تمام چیزی که برای شروع به آن نیاز دارید در دست داشتن قلم و کاغذ مناسب است. سعی کنید به جای کاغذهای با عکس گل سرخ و آندسته از کاغذهایی که در حاشیه آن تصویر الهه های عشق (کودکی برهنه) یا (حاج خانمی برهنه )وای نه همون کودک بهتره

چاپ شده است از یک کارت محکم استفاده کنید. گیرنده این نامه می خواهد از آن برای سال های درازی نگهداری کند برای همین نوشتن بر روی یک کارت محکم به دوام آن کمک می کند.

 

- بهترین توانایی او چیست؟ گول زدن من بیچارهخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

- متوجه چه چیزی در او شده اید که خودش قبلا از آن خبر نداشته؟ چشمانه جذابش

- رمانتیک ترین کاری که او تا به حال برای شما انجام داده چیست؟ یه روز بی خبر رفت

- در امور روزمره زندگی چه کاری انجام می دهد که گویای اهمیت او نسبت به شماست؟ هر سه ماه یکبار زنگ میزد میگفت هنوز عروس نشدی

- چه موقع عاشق او شدید؟ وقتی رفتار های جنتلمنانش رو دیدم

- کدامیک از خوبی های او شما را شگفت زده می کند؟

 توجه بیش از حدش به من

- بهترین خاطره مشترکتان چیست؟ خوردن چلو کباب با ریحون 

- از زمانیکه به هم پیوستید چه تغییراتی در زندگی شما ایجاد شد؟اوهههه یه عالمه تغییر  

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/07/02ساعت 20:51  توسط یاسمین  | 

من فردا دارم میام تهران

پیشه آبجی جونمممممممممممممم وشمیم خوشگلهMoteharek-FOT_IR_(296).gif

اصلا راضی نیستم با دسته گل بیایید به استقبالم

اونجا حتما با سیستم آباجی بزرگه آنلاین خواهم شد میدونم که ۵و۶ تا کارت اینترنت واسم آماده کردهخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

 هر کسی سفارشی کادوئی سوغاتی Moteharek-FOT_IR_(103).gifچیزی میخواد الان بگه تا برم  واستون بخرم Moteharek-FOT_IR_(248).gif

از فردا هم که اومدم لطفا قبلش با من هماهنگ کنید.

خوش ندارم سر دعوت کردن من با هم دعواتون بشه خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

راستی راضی به زحمتتونم نیستم زیاد نیمخواد غذا درست کنید چند تامدل کافیه  خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/06/27ساعت 15:54  توسط یاسمین  | 

دوران زندگی آقایان (همشون نامردن)

شش سال اول زندگی

گریه نکن

تو شلوارت پی پی نکن

دست تو دماغت نکن

تو کمد مامان فضولی نکن

با اون پسر بی تربیت بازی نکنخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

زیر دامن شمسی خانوم رو نگاه نکن

دماغتو تو لوله جارو برقی نکنخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

دوره دبستان

با دختر شمسی خانوم دکتربازی نکنMoteharek-FOT_IR_(34).gif

پاتو تو جامیزی نکن

به دخترهای مدرسه بغلی نگاه نکنخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

دست تو تو کیف بغل دستیت نکن

تو کلاس پچ پچ نکن

دوره راهنمایی

ترقه بازی نکنخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

جاهای بد فیلمها رو نگاه نکن

با مامانت کل کل نکن

عکس لختی نگاه نکن

با دختر شمسی خانوم منچ بازی نکنخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

دوره دبیرستان

تو حموم معطل نکن

تقلب نکن

تو خیابون دنبال دخترا نکنخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

تو کلاس معلمت رو مسخره نکنخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

با دختر شمسی خانوم صحبت نکنخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

چشم چرونی نکنخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

دوره دانشگاه

رشته ای که دوست داری انتخاب نکن

۲۴ ساعته چت نکن

سر کلاس غیبت نکن خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

با دختر شمسی خانوم دل وقلوه ردو بدل نکنخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir  خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

توسیاست دخالت نکن

با دخترهای مردم هرکاری دلت خواست نکنخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

با مامور پلیس کل کل نکن

موبایلتو جلو مامان و بابا ریجکت نکن

حذف پزشکی نکن

دوره شوهر بودن

با زنت شوخی نکن

زنت رو بادختر شمسی خانوم مقایسه نکن

به زنت خیانت نکنخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

با دوستات الواتی نکنخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

از عکسای قبل از ازدواج نگهداری نکنخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

پولتو خرج دوستات نکن

غیر زندگی مشترک به چیز دیگه فکر نکنخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

بدون اجازه زنت هیچ کاری نکنخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

دوره پیری

برای بچه هات مزاحمت ایجاد نکنخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

با پیرزنهای دیگه معاشرت نکن

هوس جووونی نکنخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir     Moteharek-FOT_IR_(299).gif

لباس شاد تنت نکنخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

به دخترایی که همسن نوه هاتن نگاه نکنخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

بازم چشم چرونی نکنخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

به بیوه شدن دختر شمسی خانوم فکر نکنخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

به هرکی رسیدی نصیحت نکن

دوره پس ازمرگ

حالا دیگه دروره نکن تموم شدحالا هر کار دلت می خواد بکن

بکن

بکن

بکن 

ولی فقط باروح دختر شمسی خانوم کاری نکن    خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir        خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir        خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir 

راست امروز تولدت سوگند جونه خودش که کیک نداد من بجاش شیرینی میدم به شما بفرمایید

+ نوشته شده در  جمعه 1387/06/22ساعت 0:42  توسط یاسمین  | 

آزادی بیان می خوام

ای بابا نمیزارن آدم تو وبلاگه خودشم اون کاری که دوست داره بکنه عجب مملکتی شده ها آزادی مازادی نداریم بعد میگن چرا جوونای ما میزارن میرن اونور آبخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

 دلم میخواد هر قالبی که دوست دارم بزارم خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

اصلا من از این پسره شادمهر خوشم میادخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

حالا بخاطر گل روی شما دوستان عوضش کردم خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

عکس  این دختر ناکامو گذاشتم که با لباس عروسی چشم به در دوخته تا سوارش با اسب سفید بیاد اما.....

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/06/17ساعت 23:56  توسط یاسمین  | 

منجی جون

خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irبا عذر خواهی خدمت خودم خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

باتوجه به اینکه تمام دختر ترشیده ها بابت پست قبلی به من اعتراض کردن البت می دونم که همشون لنگه کفشاشونو یه جایی که دلشون گیره جا گذاشتنا اما این غرورشون اجازه نمیده اقرار کنن   خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irبه هرحال دسته خودم درد نکنه که همش کارهای خیر انجام میدم

اما زورشون به منه بیچاره رسیده پیغام پشت پیغام که این چه مطلبیه و مدام منو تهدید کردن درکامنتهای خصوصیشانخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

زودتر ازموعد مقرر مطلبم را عوض کردم اما من ساکت نمینشینم من به عنوان اولین منجی خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irشمارا ازترشیدگی نجات خواهم دادخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

+ نوشته شده در  شنبه 1387/06/16ساعت 17:38  توسط یاسمین  | 

من سیندرلای عصر حاضرم

  
 

خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irببخشید لنگه كفش من خونتون جا نمونده ؟
 
 
 
 

از طرف سیندرلا
 
 
 
 

خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir( طرح پیدا كردن شوهر !) خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

      



+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/06/14ساعت 21:21  توسط یاسمین  | 

حسرت


هرگز حسرتي در هيچ کجاي دنيا اين چنين يکجا جمع نمي شود که در همين سه واژه کوتاه : او دوستم ندارد ...


استاد دانشگاه با این سوال ها شاگردانش را به يك چالش ذهنی کشاند.
آیا خدا هر چیزی که وجود دارد را خلق کرد؟
شاگردی با قاطعیت پاسخ داد:"بله او خلق کرد"
استاد پرسید: "آیا خدا همه چیز را خلق کرد؟"
شاگرد پاسخ داد: "بله, آقا"
استاد گفت: "اگر خدا همه چیز را خلق کرد, پس او شیطان را نیز خلق کرد. چون شیطان نیز وجود دارد و مطابق قانون که کردار ما نمایانگر صفات ماست , خدا نیز شیطان است"
شاگرد آرام نشست و پاسخی نداد. استاد با رضایت از خودش خیال کرد بار دیگر توانست ثابت کند که عقیده به مذهب افسانه و خرافه ای بیش نیست.
شاگرد دیگری دستش را بلند کرد و گفت: "استاد میتوانم از شما سوالی بپرسم؟"
استاد پاسخ داد: "البته"
ادامه داد: "استاد تاریکی وجود دارد؟"
استاد پاسخ داد: "البته که وجود دارد"
شاگرد گفت: "! تاریکي  وجود ندارد. تاریکی در حقیقت نبودن نور است. نور چیزی است که میتوان آنرا مطالعه و آزمایش کرد. اما تاریکی را نمیتوان. در واقع با استفاده از قانون نیوتن میتوان نور را به رنگهای مختلف شکست و طول موج هر رنگ را جداگانه مطالعه کرد. اما شما نمی توانید تاریکی را اندازه بگیرید. یک پرتو بسیار کوچک نور دنیایی از تاریکی را می شکند و آنرا روشن می سازد. شما چطور می توانید تعیین کنید که یک فضای به خصوص چه میزان تاریکی دارد؟ تنها کاری که می کنید این است که میزان وجود نور را در آن فضا اندازه بگیرید. درست است؟ تاریکی واژه ای است که بشر برای توصیف زمانی که نور وجود ندارد بکار ببرد."
در آخر مرد جوان از استاد پرسید: "آقا، شیطان وجود دارد؟"
زیاد مطمئن نبود. استاد پاسخ داد: "البته همانطور که قبلا هم گفتم. ما او را هر روز می بینیم. او هر روز در مثال هایی از رفتارهای غیر انسانی بشر به همنوع خود دیده میشود. او در جنایتها و خشونت های بی شماری که در سراسر دنیا اتفاق می افتد وجود دارد. اینها نمایانگر هیچ چیزی به جز شیطان نیست."
و آن شاگرد پاسخ داد: شیطان وجود ندارد آقا. یا حداقل در نوع خود وجود ندارد. شیطان را به سادگی میتوان نبود خدا دانست. درست مثل تاریکی و سرما. کلمه ای که بشر خلق کرد تا توصیفی از نبود خدا داشته باشد. خدا شیطان را خلق نکرد. شیطان نتیجه آن چیزی است که وقتی بشر عشق به خدا را در قلب خودش حاضر نبیند. مثل سرما که وقتی اثری از گرما نیست خود به خود می آید و تاریکي که در نبود نور می آید.
نام مرد جوان يا آن شاگرد تيز هوش كسي نبود جز ، آلبرت انیشتن !

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/06/11ساعت 21:2  توسط یاسمین  | 

آبجیییییییییییییییییییییییی

سلام خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir

می بینم که بعضیها کامنت می ذارن که راضیه جونم پرت کنم بفرستمش تهران خوب منم ۵ شنبه پرتش کردم که بیاد

دیگه اومد ور دل شما من تنها شدممممممممممممممممممم آباجییییییییییییییییخدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir

با دوست جونش اومد تهران الان داره حالشو می بره آباجی کم بود برگردددددددددبرگرد دیگه قول می دم آروم رانندگی کنم قول میدم سرتو نکوبونم به شیشه بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.irبرگردددددددددددد

دیگه دل  ودماغ این وبلاگ بازی رو ندارم دیگه انگیزه ندارم از دوستان محترم  ومحترمه خواهش می کنم یک انگیزه برام ایجاد کنند وگر نه میزارم میرمها گفته باشم بعد دیگه یاسی جون ندارید (آخر اعتماد بنفسم حال می کنید)من انگیزه می خوام  مامان           خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir

 

+ نوشته شده در  شنبه 1387/06/02ساعت 22:4  توسط یاسمین  | 

پيشنهاداتي براي عدم ترشيدگي دوشيزگان

 

                                                  Bouquet

حتما به پیشنهادات من گوش بدید و گر نه جشن تولد ۱۰۰ سالگیتونو باید تنهایی جشن بگیریدگفته باشم

   Rolly 2  Rolly 2  Rolly 2  Rolly 2  Rolly 2  Rolly 2  Rolly 2  Rolly 2  Rolly 2  Rolly 2  Rolly 2   Rolly 2 Rolly 2Rolly 2  Rolly 2  Rolly 2 Rolly 2Rolly 2Rolly 2Rolly 2


   Rolly 2  Rolly 2  Rolly 2  Rolly 2  Rolly 2  Rolly 2  Rolly 2  Rolly 2  Rolly 2  Rolly 2  Rolly 2 Rolly 2Rolly 2  Rolly 2  Rolly 2 Rolly 2Rolly 2Rolly 2Rolly 2Rolly 2



1- يقه اولين خواستگار رو بچسبيد كه شايد تنها شتر بخت شما باشه. Rolly 2

2- ناز و لفت و ليس رو بذاريد كنار.

3- در معرض ديد باشيد، گذشت اون زمان كه مي‌گفتن: من اون دختر نارنج و ترنجم كه از آفتاب و از سايه مي رنجم.

4- سن ازدواج رو بيارين پايين، همون 17 يا 18 خوبه. بالاتر كه برين همچين بگي نگي از دهن مي‌افتين.

5- تموم دوست پسراتونو تهديد به ازدواج كنيد، اگه موندن چه بهتر، نموندن دورشون رو درز بكشيد. Rolly 2

6- دعاي باز شدن بخت رو دور گردنتون آويزون كنيد، يه وقت كتابشو دور گردنتون آويزون نكنيد كه گردن لطيفتون كج مي‌شه.

7- پسر‌هاي فاميل بهترين و در دسترس‌ترين طعمه‌ها هستند، رو هوا بقاپيدشون.

8- رو شكل و شمايل ظاهري پسرها زياد حساسيت به خرج نديد، پسرهاي خوشگل، هستن دچار مشكل...!

9- توي اجتماع بر بخوريد، با مردم قاطي شيد، با ننه صغرا و بي‌بي عذرا نشست و برخاست كنيد، همينا هستن كه شادوماد مي‌سازن واستون.

10- يه كم به خودتون برسيد، منظورم آرايش و برداشتن زير ابرو و ريمل و پودر و سايه و كرم شب و روز و ماسك خيار و فر مژه و خط لب و خط چشم و... نيست. حداقل قيافه يه آدم رو داشته باشيد.

11- در پوشش دقت كنيد، لباس چسب و كوتاه فقط آدماي بوالهوس رو دورتون جمع مي كنه، يه پوشش سنگين و اندكي رنگين با حفظ معيارهاي دوماد پسند بهترينه.

12- مهمون كه مياد قايم نشيد، چاي ببريد، پذيرايي كنيد، خلاصه يه چشمه بياين كه بعله ما هم هستيم.

13- سعي كنين از هر انگشتتون هفت نوع هنر بباره كه مامانه بتونه جلوي در و همسايه قر و قميش بياد كه دخترم قربونش برم اينجوريه و اونجوريه...

14- تا مامانه و باباهه مي‌گن دخترمون ديگه وقته عروسيشه مثل لبوي نپخته سرخ نشين و در بريد، در حركات و سكناتتون اين نظر رو تاييد كنيد و دنبالشو بگيريد.

15- بلاخره اگه خداي نكرده مي‌خواين جزو اون يك ميليون و هفت صد هزار دختر بي شوهر نباشيد (تازه اگه همه پسراي اين مملكت دوماد شن، كه نمي شن) هر چي داريد، رو كنيد، منظورم اعضا و جوارحتون نيست منظورم كمالات و هنر مندياتتونه.

16- و اينو بگم كه از هيچ دوره زندگيتون به اندازه وقتي كه با نامزد محبوبتون زير سايه درخت توي يه پارك خلوت داريد معاشقه مي كنيد لذت نخواهيد برد، حالا به بعدنش كار ندارم. Rolly 2

17- ...و آخرين توصيه اينكه عوض اينكه توي جريانات عشقي خيابوني و زودگذر غرق بشيد و مثل كبك سرتونو زير برف كنيد يه خورده به فكر زندگي آينده‌تون بشيد و اينقدر از اين دست به اون دست نريد چون كثيف مي‌شيد، مي پكيد Rolly 2Rolly 2Rolly 2Rolly 2

                                                                                  

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/05/24ساعت 22:21  توسط یاسمین  | 

داروی افسردگی

 

 Love Letter

سلام

من وقتی اعصاب معصاب ندارم خیلی حرف می زنم و هم خیلی می خورم الان رفتم رو وزنه از صبح ۸۰۰ گرم چاقتر شدم (اوا مامان اینا)اما اشکالی نداره یکم دوز سی لاکسامو زیاد می کنم فقط وقت بیشتری رو تو "بدروم"باید باشم

ای پستم قابل توجه آدمهایی که تو عشقشون شکست خوردن بعضی ها ۱ بار بعضیهاا ۲ باربعضیههههها۳ بار و........ الا ماشالله

من یک نسخه خوب واسشون می پیچم، اول دوتا سی لاکس بخورن (ملین قوی) ،بعد از تجدید قوا روی تختخوابتون دراز بکشید و این جملات را ۱۰۰ بار تکرار کنید باور کنید رد خور نداره من امتحان کردم !!!بیخود نرید پیش این دکترای روانشناس که کلی هم پول بدید مگر مگر مگر......................................Laughing 1  

(قابل توجه دختر ترشیده های عزیز)یه آقای دکتر جوان وزیبا و پولدارو ..... که این پولتون یه جورایی حلال بشه !!!! حالا همه باهم شکست خورده های عزیر با صدای بلند بعد من تکرار کنید

 

هیچ وقت از دوست داشتن انصراف نده حتی
اگه کسی بهت دروغ گفت بازم بهش فرصت
بده .عشقو تجربه کن حتی اگه توش شکست
بخوری اینو بدون اگه کسی وارد زندگیت شد و
گذاشت رفت علاوه بر اینکه خاطره بر جا گذاشته
واست یه تجربه هم بوده.

 

خوب عزیزان اینو هی بخودتون بگید چون اگه نگید مثلا می خواهید چیکار کنید ها ها......

 اگه کار دیگه ای می خوایید بکنید که بهتر از اینه، یکم فیوضاتتون و تجربه هاتونو به منم بگید

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/05/16ساعت 22:41  توسط یاسمین  | 

خلوتگاه تنهایی

به

به خلوتگاه تنهاییت دوباره خواهم آمد،

 

و خواهم شکست.....

سکوت تنهاییت را و تو را با خود

به تجلی گاه روشنی می برم

به جایی که احساس آئینه قابل لمس باشد

به جایی که سکوت معنای همه ی حرفهای ناگفته است

به دوردستها

به دیاری که آدمها زیر سنگینی کوله بار خیانت

بی صدا ،نشوند.....

به دیاری که همه تن پوشی از صفا

به همراه دستاویزی از راستگویی به تن

کنند و در دشت وسیع صداقت همراه با رقص واژه ها

و با ترانه سکوت

به دلبری دلهای عاشق بروند

و از آنجا همگام با هم به دیار تو می آئیم .

تو ای تنها واژه معلوم ......

 

 

 

کلبه تنهایی من میخواهم همیشه در درون تو بمانم.....

 آیا تو مرا جای می دهی؟ یاتو نیز مرا از درونت بیرون خواهی کرد ؟

می خواهم خودم را در درونت برای همیشه حبس کنم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/05/10ساعت 21:29  توسط یاسمین  | 

تفاوت‌هاي من و رئيسم

 

 این بیچاره هم حتما از دست رئیسش خسته شده این آینده منه

 وقتي من يك كاري را دير تمام مي‌كنم، من كند هستم.
وقتي رئيسم كار را طول دهد، او دقيق و كامل است.

وقتي من كاري را انجام ندهم، من تنبل هستم.
وقتي رئيسم كاري را انجام ندهد، او مشغول است.

وقتي كاري را بدون اينكه از من خواسته شود انجام دهم، من قصد دارم خودم را زرنگ جلوه دهم.
وقتي رئيسم اين كار را كند، او ابتكار عمل به خرج داده است.

وقتي من سعي در جلب رضايت رئيسم داشته باشم، من چاپلوسم.
وقتي رئيسم، رئيسش را راضي نگاه دارد، او همكاري مي‌كند.

وقتي من اشتباهي كنم، من نادان هستم.
وقتي رئيسم اشتباه كند، او مانند ديگران يك انسان است.

وقتي من در محل كارم نباشم، من در گشت‌زدن هستم.
وقتي رئيسم در دفترش نباشد، او مشغول انجام امور سازمان است.

وقتي يك روز مرخصي استعلاجي داشته باشم، من هميشه مريض هستم.
وقتي رئيسم در مرخصي استعلاجي باشد، او حتماً خيلي بيمار است.

وقتي من مرخصي بخواهم، بايد يك جلسه دليل و توجيه بياورم.
وقتي رئيسم به مرخصي برود، بايد مي‌رفت چون خيلي كار كرده است.

وقتي من كار خوبي انجام مي‌دهم، رئيسم هرگز به خاطر نمي‌آورد.
وقتي من كار اشتباهي انجام دهم، رئيسم هرگز فراموش نمي‌كند.

+ نوشته شده در  جمعه 1387/05/04ساعت 0:16  توسط یاسمین  | 

فاحشه دعایم کن

التماس چشمان پاک
تعجب کردی!؟... میدانم در شمارمردان آبرومند، اندیشیدن به تو رسم نیست و گفتن از تو ننگ است! اما میخواهم برایت بنویسم
شنیده ام، تن می فروشی، برای لقمه نان! چه گناه کبیره ای…! میدانم که میدانی همه ترا کثیف و بد و هرزه می دانند، من هم مانند همه ام؟
راستی فاحشه از خودت پرسیدی چرا اگر در سرزمین من و تو، زنی زنانگی اش را بفروشد که نان در بیارد رگ غیرت اربابان قلمبه  می شود اما اگر همان زن کلیه اش را بفروشد تا نانی بخرد و یا شوهر زندانی اش آزاد شود این «ایثار» است ! مگر هردواز یک تن نیست؟ مگر هر دو جسم فروشی نیست؟
تن در برابر نان ننگ است
بفروش  تنت را حراج کن من در دیارم کسانی را دیدم که دین خدا را می فروشند

ظاهری عالمانه دارند باطنی کثیف تر از آنچه می پنداری.
وجدانت را شکر که اگر میفروشی از تن می فروشی نه از دین
شنیده ام روزه میگیری،
غسل میکنی،
نماز میخوانی،
چهارشنبه ها نذر حرم داری

رمضان بعد از افطار کار می کنی،
محرم تعطیلی.
من از آن میترسم که روزی با ظاهری عالمانه، جمعه بازار دین خدا را براه کنم،   غسل هم نکنم، چهارشنبه هم به حرم  نروم، پیش از افطار و پس از افطار مشغول باشم، محرم هم تعطیل نکنم!
فاحشه!!!… دعایم کن

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/04/31ساعت 20:37  توسط یاسمین  | 

مردی بزرگ از دیار هنرمندان

من برای سالهای بعد می نویسم اما افسوس که قصه مادر بزرگ همیشه راست است

یکی بود یکی نبود

       شكيبايي متولد سال 1323 در تهران، فارغ‌التحصيل بازيگري از دانشكده‌ي هنرهاي زيباي دانشگاه تهران بود. در زندگي‌نامه‌ي او به اين موارد اشاره شده است: علاقه به كشتي كچ و شركت در چند مسابقه‌ي آماتوري و غيرحرفه‌يي (1340)، عضو گروه نمايشي توسكا و بازي در نمايش پنجه‌ي عدالت، گوينده‌ي فيلم در استوديو شهاب (49-1347)،  فعاليت در تئاتر (1354) و انتشار چند نوار از شعرهاي شاعران معاصر.درشناسنامه اسمش «خسرو» بود ولی خانواده و بچه محل ها «محمود» صداش می کردن. خسرو شکیبایی متولد فروردین 1323 در خیابان مولوی تهرانه. مامانش _ که بچه دار نمی شده _  نذر می کنه خدا یه پسر سبزه بهش بده که چشمش نزنن پدر خسرو سرگرد ارتش بود و وقتی او ، 13-14 ساله بود _ ظاهرا بر اثر سرطان _ از دنیا رفت و باعث شد اون پیش از پایان کودکی وارد زندگی بزرگسالانه بشه.او مردی بزرگ بود بزرگ تر از آنکه بتوان او را توصیف کرد روحش شاد.

+ نوشته شده در  شنبه 1387/04/29ساعت 22:49  توسط یاسمین  | 

من کدومم اگه گفتین؟

 من کدومم اگه گفتین؟آروم بگین کسی نفهمه ترشیده شدم
+ نوشته شده در  جمعه 1387/04/28ساعت 1:11  توسط یاسمین  | 

داستان بر بادرفته

مارگریت میچل

نخستين چاپ داستان «بر باد رفته» كه برنده دو جايزه ادبي بزرگ شده است سي ام ژوئن سال 1936 انتشار يافت و به توزيع داده شد.
     «برباد رفته» پرخواننده ترين داستاني است كه تا كنون در آمريكا نوشته شده است. اين داستان كه در زمينه جنگ داخلي خونين و ويرانگر آمريكاست به چهل زبان ديگر ترجمه و در سراسر جهان انتشار يافته و بر پايه آن يك فيلم سينمايي موفق ساخته شده است.
نويسنده اين اثر بانو «مارگارت ميچل (پگي)» است كه كار نوشتن آن را از سال 1926 آغاز كرده بود. هدف نويسنده كه خود از مردم جنوب آمريكا و متولد شهر آتلانتا است كه در جريان جنگ داخلي ويران شد اين بود كه چنان مصائب اين برادركشي را در قالب داستان بيان دارد كه در هيچ نقطه اي تكرار نشود.
     اين داستان آن چنان دلچسب و نافذ بوده است كه از آن زمان تا كنون هر سال يك تا چند بار تجديد چاپ شده است. اين تنها اثر مشهور مارگارت بود، زيرا نويسنده داستان 16 اوت 1949 ، پيش از آن كه 49 ساله شود درگذشت. وي چند روز پيش از آن هنگام عبور از يک خيابان در شهر اتلانتا با يک تاکسي تصادف کرده و دچار خونريزي مغزي شده بود. هنگام تصادف، راننده تاکسي مست بود و به همين دليل به 40 سال زندان محکوم شد. بانو مارگارت 8 نوامبر سال 1900 به دنيا آمده بود. من عاشق این کتاب هستم مخصوصا شخصیت پر صلابت و قوی سروان رت باتلر ....

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/04/27ساعت 15:36  توسط یاسمین  | 

اصطلاحات روزمره انگلیسی - 2

اصطلاحات روزمره انگلیسی - 2

خواهش ميکنم شما همه لطف دارين
يکي از ساده ترين سوالهايي که در طول روز از ما پرسيده ميشhow are u ..است و معمولا همه در جواب ميگن fine thanks ولي ايا جواب ديگه اي وجود نداره؟
يه بار يه بنده خدايي تو کلاس پاش شکسته بود ازش پرسيدم how r u و اون گفت fine thanks من گفتم اخه مرد حسابي پات شکسته و ميگي fine thanks ....!
البته تقصيري هم نداشت چون اين چيزا کمتر عنوان ميشه...من يک سري جواب براي زماني که شما احساس خوبي ميکنيد مينويسم و اميدوارم که به دردتون بخوره

How are you

in the pink
I feel exellent
I feel great
I feel marvelous
All the systems go well
Everything in the garden is lovely
Over the moon
On the top of the world
I`m having the time of my life
In seventh heaven
As right as rain

پس وقتي احساس خوبي داريم (happy)مجبور نيستيم بگيم Fine thanks و از جملات بالا هم ميشه استفاده کرد
انشاله در پست هاي بعدي براتون جوابهاي ديگه به سوال how r u رو مينويسم ..مثل زماني که شما خيلي معمولي هستيد(OK)...زماني که ناراحت هستيد(upset)...زماني که خسته هستيد(Tired)....زماني که نگران هستيد(worried)..و......

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/04/27ساعت 15:19  توسط یاسمین  | 

من کیستم ؟

من كيستم؟

من «دوشيزه مکرمه» هستم، وقتي زن ها روي سرم قند مي سابند و همزمان قند توي دلم آب مي شود. من «مرحومه مغفوره» هستم، وقتي زير يک سنگ سياه گرانيت قشنگ خوابيده ام و احتمالاً هيچ خوابي نمي بينم. من «والده مکرمه» هستم، وقتي اعضاي هيات مديره شرکت پسرم براي خودشيريني بيست آگهي تسليت در بيست روزنامه معتبر چاپ مي کنند.
من «همسري مهربان و مادري فداکار» هستم، وقتي شوهرم براي اثبات وفاداري اش- البته تا چهلم- آگهي وفات مرا در صفحه اول پرتيراژترين روزنامه شهر به چاپ مي رساند. من «زوجه» هستم، وقتي شوهرم پس از چهار سال و دو ماه و سه روز به حکم قاضي دادگاه خانواده قبول مي کند به من و دختر شش ساله ام ماهيانه بيست و پنج هزار تومان فقط، بدهد. من «سرپرست خانوار» هستم، وقتي شوهرم چهار سال پيش با کاميون قراضه اش از گردنه حيران رد نشد و براي هميشه در ته دره خوابيد.
من «خوشگله» هستم، وقتي پسرهاي جوان محله زير تير چراغ برق وقت شان را بيهوده مي گذرانند.
من «مجيد» هستم، وقتي در ايستگاه چراغ برق، اتوبوس خط واحد مي ايستد و شوهرم مرا از پياده رو مقابل صدا مي زند.
من «ضعيفه» هستم، وقتي ريش سفيدهاي فاميل مي خواهند از برادر بزرگم حق ارثم را بگيرند.
من «...» هستم، وقتي مادر، من و خواهرهايم را سرشماري مي کند و به غريبه مي گويد «هفت ...» دارد- خدا برکت بدهد. من «بي بي» هستم، وقتي تبديل به يک شيء آرکائيک مي شوم و نوه و نتيجه هايم تيک تيک از من عکس مي گيرند.
من «مامي» هستم، وقتي دختر نوجوانم در جشن تولد دوستش دروغ پردازي مي کند. من «مادر» هستم، وقتي مورد شماتت همسرم قرار مي گيرم.- آن روز به يک مهماني زنانه رفته بودم و غذاي بچه ها را درست نکرده بودم.
من «زنيکه» هستم، وقتي مرد همسايه، تذکرم را در خصوص درست گذاشتن ماشينش در پارکينگ مي شنود.
من «ماماني» هستم، وقتي بچه هايم خرم مي کنند تا خلاف هايشان را به پدرشان نگويم.
من «ننه» هستم، وقتي شليته مي پوشم و چارقدم را با سنجاق زير گلويم محکم مي کنم. نوه ام خجالت مي کشد به دوستانش بگويد من مادربزرگش هستم... به آنها مي گويد من خدمتکار پير مادرش هستم.
من «يک کدبانوي تمام عيار» هستم، وقتي شوهرم آروغ هاي بودار مي زند و کمربندش را روي شکم برآمده اش جابه جا مي کند. دوستانم وقتي مي خواهند به من بگويند « »؛ محترمانه مي گويند؛ «عليا مخدره». من «بانو» هستم، وقتي از مرز پنجاه سالگي گذشته ام و هيچ مردي دلش نمي خواهد وقتش را با من تلف بکند.
من در ماه اول عروسي ام؛ «خانم کوچولو، عروسک، ملوسک، خانمي، عزيزم، عشق من، پيشي، قشنگم، عسلم، ويتامين و...» هستم. من در فريادهاي شبانه شوهرم، وقتي دير به خانه مي آيد، چند تار موي زنانه روي يقه کتش است و دهانش بوي سگ مرده مي دهد، «سليطه» هستم. من در ادبيات ديرپاي اين کهن بوم و بر؛ «دليله محتاله، نفس محيله مکاره، مار، ابليس، شجره مثمره، اثيري، لکاته و...» هستم. دامادم به من «وروره جادو» مي گويد. حاج آقا مرا «والده» آقا مصطفي صدا مي زند. من «مادر فولادزره» هستم، وقتي بر سر حقوقم با اين و آن مي جنگم. مادرم مرا به خان روستا «کنيز» شما معرفي مي کند. من کيستم؟،،

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/04/27ساعت 14:50  توسط یاسمین  | 

دختر کم توقی هستم بخدا

همسر آینده من میدونی.....

می توانی خوشحال باشی، چون من دختر کم توقعی هستم.

اگر می گویم باید تحصیلکرده باشی، فقط به خاطر این است که بتوانی خیال کنی بیشتر از من می فهمی!

اگر می گویم باید خوش قیافه باشی، فقط به خاطر این است که همه با دیدن ما بگویند"داماد سر است!" و تو اعتماد به نفست هی بالاتر برود!

اگر می گویم باید ماشین بزرگ و با تجهیزات کامل داشته باشی، فقط به این خاطر است که وقتی هر سال به مسافرت دور ایران می رویم توی ماشین خودمان بخوابیم و بی خود پول هتل ندهیم!

اگر از تو خانه می خواهم، به خاطر این است که خود را در خانه ای به تو بسپارم که تا آخر عمر در و دیوارآن، خاطره اش را برایم حفظ کنند و هرگوشه اش یادآور تو و آن شب باشد!

اگر عروسی آن چنانی می خواهم، فقط به خاطر این است که فرصتی به تو داده باشم تا بتوانی به من نشان بدهی چقدر مرا دوست داری و چقدر منتظر شب عروسیمان بوده ای!

اگر دوست دارم ویلای اختصاصی کنار دریا داشته باشی، فقط به خاطر این است که از عشق بازی کنار دریا خوشم می آید... جلوی چشم همه هم که نمی‌شود!

اگر می گویم هرسال برویم یک کشور را ببینیم، فقط به خاطر این است که سالها دلم می خواست جواب این سوال را بدانم که آیا واقعا "به هرکجا که روی آسمان همین رنگ است"؟! اگر تو به من کمک نکنی تا جواب سوالاتم را پیدا کنم، پس چه کسی کمکم کند؟!

اگر از تو توقع دیگری ندارم، به خاطر این است که به تو ثابت کنم چقدر برایم عزیزی!
و بالاخره...

اگر جهیزیه چندانی با خودم نمی آورم، فقط به خاطر این است که به من ثابت شود تو مرا بدون جهیزیه سنگین هم دوست داری و عشقمان فارغ از رنگ و ریای مادیات است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/04/27ساعت 14:44  توسط یاسمین  | 

شوهر نیپ "ب"

شوهر تیپ «ب»:
شوهر شما اصلا به سریال‌های تلویزیونی خودمان علاقه ندارد و طرفدار فیلم‌های خارجی بدون سانسور است.
این تیپ شوهر معمولا با یک شکلات قلبی یا عروسک خرسی، زرافه‌ای کلاغی چیزی وارد خانه می‌شود. به محض ورود می‌دود شما را در آغوش گرفته و می‌برد هوا و می‌بوسد. خدا را چه دیده‌اید، ممکن است در همان حال شمارا یک دور، دور ِ اتاق هم بچرخاند. اگر شما هم طرفدار این نوع فیلم‌ها باشید متقابلا او را گرم می‌بوسید.
شام درست نکرده‌‌اید. تمام مدت مشغول خواندن کتاب و حل جدول و ترجمه‌کردن یک مقاله بوده‌اید. غصه نخورید، شوهر تیپ «ب» غمی به خود راه نمی‌دهد، جیب‌هایش را می‌گردد. اگر پول داشت شما را یک رستوران مشتی دعوت می‌کند و اگر نداشت با شما به آشپزخانه می‌آید و دوتایی مشغول درست کردن ماکارونی می‌شوید.
گاهی وسط کار، گردن شما را می‌بوسد و گاهی شما کمی سس قرمز به شوخی به صورتش می‌مالید. با هم می‌خندید و همدیگر را عسلم و خوشگلم صدا می‌زنید. میز را با هم می‌چینید و با هم جمع می‌کنید و در تمام مدت با هم گپ می‌زنید.
جلوی شوهر تیپ «ب» می‌شود شلوارک و تاپ پوشید، بدون این‌که او مرتب برود پرده‌های پنجره را چک کند که مبادا کمی کنار رفته باشد و همسایه‌ها به خانه دید داشته باشند.
او بی‌خیال این چیزها است. بعد از دوش گرفتن هم هرگز بالای حوله‌اش را سنجاق نمی‌زند. شما هم در این نوع زندگی اجازه حمام کردن و حوله پوشیدن دارید و نباید یک لنگه ‌پا دم دستشویی برای حوله دادن به او کشیک بکشید.
شوهر تیپ «ب» برای آخر هفته‌ها شما را به تئاتر یا کنسرت، و یا ویلایی در خارج شهر دعوت می‌کند و شما مخیر هستید که هر کدام را قبول بکنید یا نه. وقتی هم در کوچه و خیابان با هم قدم می‌زنید دوست دارد دستتان را در بازویش حلقه کنید.
موقع خواب با هم به اتاق خواب رفته و هر دو لباس خواب به تن می‌‌کنید. شما در این نوع زندگی می‌توانید شب آرایشتان را پاک کنید (شاید هم اصلا از اول، آرایش نداشته باشید) و به‌جای پشت به هم نوع «الف»، در آغوش یکدیگر می‌خوابید. البته کارهای دیگری هم می‌‌کنید که از گفتنش معذورم!
حالا باز هم بگویید این دو نوع شوهر فرقی با هم ندارند
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/04/27ساعت 14:42  توسط یاسمین  | 

مطالب جدیدتر
مطالب قدیمی‌تر