|
می خواهم بدانم انچه را که با سکوت و مکث پایان دادی!
اری می خواهم بدانم دلیل ریزش برگهای زرد بر خزان زندگی ام برای چیست؟
عزیز دل می خواهم بدانم چرا قطرات اندوه وار دلم را پای خمیازه خستگی این عشق گذاشتی؟
در حالی که لبریز بودم از این عشق و هر روز تشنه تر برای عشق تو.من محلولی سیر نشده از عشق ومشتاق زندگی با تو بودم.اما حیف که او را نا دیده گرفتی.
غرق در سیل عشق تو بودم اما تو سد شدی تا ادامه ندهم.
ادامه ندهم چون دیگر ستاره ی شبهای بی کسیت نبودم...وازنفرت لبریزم کردی تا زندگیم را نابود کنم .......................... با من چه کردی ؟؟؟؟؟
|